۴ مطلب با موضوع «رشد فردی» ثبت شده است

شبکه‌های اجتماعی، طرحی هوشمندانه برای اتلاف وقت شما

پشت میز نشسته اید و در حال درس خواندن هستید که یکدفعه احساس خستگی میکنید. برای لحظه ای کتاب را میبندید و قفل گوشی خود را باز میکنید. آیکون اینستاگرام را لمس میکنید تا کمی از دوستان خود مطلع شوید و یک استراحتی هم کرده باشید. پیش خود میگویید «15 دقیقه استراحت را میتونم داشته باشم، بعد ادامش را میخونم.»

تا اینستاگرام باز میشود استوری های بالای صفحه را میبینید که منتظر شماست. اولین استوری را انتخاب میکنید. دوستان خود را میبینید. یکی مطلب خنده دار به اشتراک گذاشته، یکی از خودش عکس گذاشته، و یکی هم از رانندگی خودش در شهر و آهنگی که در حال پخش است فیلم گذاشته. حس خوبی میگیرید. هر چه باشد ما انسان ها موجودات اجتماعی هستیم و دوست داریم که همیشه حس کنیم که به یک جامعه تعلق داریم. استوری ها تمام میشود. شروع میکنید به پایین رفتن و لایک کردن عکس ها. کامنت ها را میخوانید، جواب بعضی از دوستانتان را میدهید، و میبینید که چقدر این کار هیجان انگیز است. بسیار هیجان انگیزتر از کتابی که در حال خواندن بودید. 15 دقیقه میشود 30 دقیقه. سپس 45 دقیقه. بعد 1 ساعت. میدانید که باید به درس برگردید ولی اصلا انگار نمیشود. به صورت عجیبی هم اینستاگرام پست هایی را به شما نشان میدهد که دوست دارید ببینید! چقدر عجیب!

بالاخره اراده میکنید و گوشی را به کنار میگذارید. شروع به خواندن میکنید ولی انگار که ذهن شما از قبل حتی خسته تر است! چه شد پس؟ مگر تازه استراحت نکرده بودید؟ سعی میکنید به خستگی خود غلبه کنید و 2 صفحه بیشتر بخوانید ولی در هنگام خواندن هم حواس شما به صورت مرتب به دوستانتان و عکس هایی که دیده اید پرت میشود. حوصله تان سر میرود. باز خسته میشوید و دوباره گوشی را بر میدارید و قفل آن را باز میکنید...
   

instagram


این یکی از موقعیت هاییست که خیلی از ما تجربه کرده ایم. جالب است که بدانید، هدف اصلی شبکه های مجازی مثل اینستاگرام و فیسبوک، نگه داشتن شما برای زمان بیشتر در آن برنامه هست. میپرسید چرا؟ چون هرچه شما بیشتر در این شبکه ها وقت بگذرانید، آن ها فرصت بیشتری برای کسب درآمد دارند، و پول بیشتری از تبلیغ هایی که به شما نشان میدهند به جیب میزنند!



از دید روانشناسی، شبکه های اجتماعی دقیقا مثل دستگاه های "اسلات ماشین" طراحی شده اند (عکس روبرو این دستگاه را نشان میدهد). این دستگاه به گونه‌ای طراحی شده که فرد باید همواره پول خود را در دستگاهاسلات ماشین بگذارد و به کشیدن آن دستگیره در کنار دستگاه ادامه بدهد تا اینکه بالاخره 3 عکس شبیه به هم بشوند! هنگامی که 3 شکل مشابه باشند، پول زیادی را برنده میشوند.

روانشناسان فهمیده اند که فقط کشیدن این دستگیره (حتی اگر فرد برنده نباشد) باعث ترشح مقدار زیادی هورمون دوپامین در مغز میشود که حس لذت و پاداش را در فرد به وجود می آورد. دوپامین همان هورمونیست که مواد مخدر مانند هروئین و کوکائین هم باعث ترشح آن در بدن میشوند. برای همین هم هست که این دستگاه به مرور زمان باعث به وجود آوردن وابستگی در افراد میشود!



حال سوال اینجاست که کجای شبکه های مجازی مانند "اسلات ماشین" است؟! بگذارید برایتان توضیح دهم.

  • آروین اردکانی
  • سه شنبه ۲۸ فروردين ۹۷

تستِ خون آشام!

هرچیزی که هیجان‌زده تان می‌کند را بیشتر انجام دهید، و هرچیزی که انرژی از شما می‌گیرد را کمتر. «Derek Sivers»

پابلو پیکاسو فرد خیلی معروفی بود از نظر اینکه انرژی همه‌ی افرادی که ملاقات میکرد را می‌مکید!  نوه‌ی او مارینا اعتقاد داشت که او همه‌ی افراد را مانند لوله های روغنی رنگ های نقاشی اش می چلِاند! شما ممکن بود خیلی زمان خوبی را با پیکاسو در تمام روز بگذرانید ولی وقتی به خانه بروید بسیار احساس خستگی و اضطراب بکنید. در همان هنگام، پیکاسو به استادیو خود میرفت و با استفاده از آن انرژیی که از شما مکیده بود، تمام شب به نقاشی کردن می پرداخت.

بیشتر مردم این مسئله را در مورد پیکاسو تحمل میکردند زیرا که اینطور میتوانستند با این فرد شاخص وقت بگذرانند. اما برانکوش، که یک مجسمه ساز معروف رومانیایی بود این کار را نکرد. برانکوش افراد خون آشام را میشناخت، برای همین اجازه نمیداد که پیکاسو انرژی روحی و جسمی اش را بمکد و استفاده کند. او همیشه از پیکاسو دوری میکرد.

کاری که برانکوش آن موقع انجام داد را من "تستِ خون آشام" می‌نامم. تست خون آشام یک راه ساده است برای اینکه بفهمید چه کسی را باید در زندگی خود راه بدهید، و از چه کسی باید در زندگیتان دوری کنید. اگر بعد از معاشرت با یک فرد حس می‌کنید که تمام انرژی ذهنی شما تخلیه شده است، بدانید که آن فرد یک خون آشام است (همانطور که تا الان فهمیده اید خون آشام یک اصطلاح است و منظور واقعاً کسی نیست که از خون شما به عنوان غذا استفاده می کند!). و در مقابل، اگر بعد از معاشرت با یک فرد حس میکنید که سرشار از انرژی شده اید و آماده انجام کارهای دیگر هستید، بدانید که آن فرد یک خون آشام نیست.
البته که این تست خون آشام در رابطه با خیلی چیزهای دیگر در زندگی ما (مانند شغلمان، سرگرمی هایمان و جا هایی که میرویم) هم صدق میکند.

متاسفانه باید بگویم که خون آشام ها قابل درمان نیستند (اگر هم باشند، خیلی سخت و وقت گیر خواهد بود). از این رو، اگر خود را در حال معاشرت با یک خون آشام دیدید، مانند برانکوش عمل کنید و آن ها را برای همیشه از زندگی خود حذف کنید...

 

گرفته شده از کتاب: Show Your Work

نویسنده: Austin Kleon

مترجم: آروین اردکانی


امیدوارم که از خوندن این متن لذت برده باشید. اگر دوست دارید، در قسمت نظرات برایم درباره خون آشام هایی که تا حالا در زندگیتون بوده اند و اینکه چطور شما با اون ها برخورد کردید بنویسید! :)

  • آروین اردکانی
  • يكشنبه ۱۲ فروردين ۹۷

3 راه استفاده از حس حسادت برای رشد فردی

لحظه‌ای به انسان هایی که در زندیگیت حسودی میکنی فکر کن...دقیقاً چه ویژگی‌هایی که دارند که تو نداری؟ جالب است که بدانی این افراد ویژگی ها یا موقعیتی دارند که تو هم میتوانی داشته باشی. پس زودتر دست به کار شو!  «آروین اردکانی»


بعد از مهاجرت، من به شدت خودم را با بقیه افراد مقایسه میکردم. که این مقایسه، معمولا به حس حسادت نسبت به افرادی که از من بهتر بودند ختم میشد. هنگامی که وارد دانشگاه شدم، با افرادی هم دوره ای بودم که از من بیشتر با جامعه‌ی کانادا آشنا بودند، تجربه های کاری بیشتری داشتند و حتی تسلطشان بر زبان انگلیسی (که راه اصلی ارتباط با دیگران است) از من بیشتر بود. آن ها را میدیدم که با جدیت برای رسیدن به هدف هایشان تلاش می کنند، به راحتی کار پیدا می کنند و از زندگیشان راضی هستند. ولی در عوض، خودم را مهاجری میدیدم که برای خواندن حتی 20 صفحه از کتاب درسی باید 4 ساعت زمان میگذاشت تا معنی تک تک کلمات را در دیکشنری پیدا کند! مهاجری که هیچ تجربه کاری ندارد و به جای درس خواندن مهارت دیگری در زندگی بلد نیست! تمام این افکار نهایتاً همیشه به یک جمله ختم میشدند: "من به اندازه کافی فرد موفقی نیستم و بقیه از من بهترند..."

حسادت یکی از متداول ترین احساساتی ست که هر فردی که در راه تلاش برای زندگی کامیاب است تجربه می کند. مطمئنا من و شما هم از این موضوع مستثنی نیستیم. این حس معمولا نتیجه مقایسه خود با دیگر افراد است و کم بودن اعتماد به نفس هم به شدت آن می افزاید. من که خودم برای مدت زیادی با حسادتِ منفی دست و پنجه نرم می کردم. حسادتی که ما در زندگی نسبت به بقیه افراد حس میکنیم میتواند درباره مسائل مختلف باشد. مانند:

  • حسادت نسبت به دوستی که رتبه کنکور یا نمره درسی اش از ما بهتر شده
  • کسی که شغل بهتر یا مقام بالاتری نسبت به ما دارد
  • دوستی که درآمد بالاتری دارد
  • دوستی که تازه ازدواج کرده است و یا رابطه‌ی عاشقانه ی عمیق تری در زندگی در مقایسه با ما دارد
  • یا حتی کسی که در فضای مجازی از ما محبوب تر است!


در زندگی 2 نوع احساس حسادت وجود دارد. یکی حسادت مثبت و دیگری حسادت منفی است. حسادت منفی همان است که روی ذهن و روح ما اثرات مخرب دارد. باعث می شود اعتماد به نفس ما به شدت پایین بیاید و ما را به سمت فلج ذهنی میبرد. فلج بودن ذهن هنگامیست که به قدری اعتماد به نفسمان در کار ها پایین می آید که برای کمترین ها قانع میشویم و باور می کنیم که در هیچ کاری مهارت نداریم. این نوع طرز فکر ممکن است روی رفتار و عملکرد ما تاثیر بگذارد، اما واقعیت این است که تمام این ها فقط حاصل تفکرات و عکس العمل ما به این موقعیت است و هیچ واقعیتی ندارد. در پایین مثال از موقعیت هایی را میخوانید که ممکن است شما هم حسادت منفی را تجربه کرده باشید:

 

  • هنگامی که در فضای مجازی عکس هایی از دوستان و خوش گذرانی های آن ها را میبینید و فکر میکنید که شما انسان خیلی تنهایی هستید و کسی شما را دوست ندارد.
  • هنگامی که پیشرفت های کاری و یا درسی دوستتان را میبینید و حس میکنید که شما به اندازه کافی فرد موفقی در زندگیتان نبوده اید
  • هنگامی که میفهمید درآمد دوستتان از شما بیشتر است و فکر میکنید که شما هرچقدر هم تلاش کنید نمیتوانید به درآمد بالا برسید
  • هنگامی که بعد از مقایسه خود با دیگران انگیزه خود را از دست میدهید، از آینده خودتان ناامید میشوید و بیشتر وقت خود را در زندگی افرادی که به آن ها حسودی میکنید می گذرانید



اگر هر کدام از موقعیت های بالا برای شما اتفاق افتاده نگران نباشید! درسی که من گرفتم این است که تا وقتی منشأ مشکلات از طرز فکر ما باشند، همیشه با یادگیری مهارت های جدید و تغییر افکارمان قابل حل شدن هستند. در ادامه 3 تا از نکاتی را می آموزید که به شما کمک میکند حسادت منفی موجود در زندگیتان را به حسادت مثبت تبدیل کنید و از این حس در جهت رشد شخصی خود استفاده کنید.

  • آروین اردکانی
  • جمعه ۱۰ فروردين ۹۷

اهمیت شکرگزاری در زندگی روزمره

"وقتی صبح از خواب بیدار میشوی، به این فکر کن که چه امتیاز بزرگیست که زنده ای. میتوانی نفس بکشی، فکر کنی، بخندی، و عشق بورزی."   «Marcus Aurelius»

کافی شاپ های زنجیره ای تیم هورتونز (Tim Hortons) در کانادا، قرعه کشی خیلی جالبی را به مدت 2 ماه برگزار میکنند. قرعه کشی از این قرار است که شما لبه ی لیوان های کاغذی که در آن ها قهوه خریداری میکنید را به بالا تا میزنید، زیر آن نوشته است که آیا شما چیزی از جوایز برنده شده اید یا خیر (مثلا در عکس روبرو این لیوان

لیوان های تیم هورتونز برای مسابقه

 برنده نشده است و فقط نوشته است که لطفا دوباره بازی کنید!). جوایز این قرعه کشی از ماشین هوندا و کارت اعتباری 5000 دلاری گرفته، تا یک لیوان قهوه رایگان و یا یک دونات است. از قرار معلوم یک روز با دوستم در تیم هورتونز نشسته بودیم که من رو به دوستم کردم و گفتم:

(( من تا حالا بیشتر از 10 تا قهوه خریدم ولی حتی یک بار هم برنده نشدم! ببین من اگر این ماشین رو برنده بِشما... یعنی دیگه واقعاً آدمِ خیلی خوش شانسی هستم!! ))

دوستم که در حال خواندن یک کتاب بود، سرش را بالا آورد و به من نگاهی کرد، سپس سرش را به علامت تاسف تکان داد و گفت:

(( آروین واقعاً که...! حتما باید ماشین ببری تا بدونی آدم خوش شانسی هستی؟؟ میدونی فقط %1 درصد از مردم هستند که فرصت این را دارند که در دانشگاه تحصیل کنند؟ ))

کاری ندارم که این آمار درست است یا نه. اما حق با او بود! من فراموش کرده بودم که چقدر خوشبخت و خوش شانس هستم که در این نقطه از زندگی هستم! توانایی تحصیل در دانشگاه، داشتن یک خانواده خوب که به من عشق میورزند، داشتن یک بدن سالم که من را قادر به انجام هر کاری میکند، داشتن دوست های بسیار خوب که میدانم همیشه در سختی ها پشتیبان من خواهند بود، و خیلی چیزهای دیگر، همه امتیاز هایی هستند که من در زندگی دارم و باید برای آن ها شکرگزار باشم. چرا من تمام داشته هایم را فراموش کردم و در رابطه با برنده نشدن در این قرعه کشی ناراحت بودم؟ این حرف دوستم تلنگری برای من بود که چگونه بعضی مواقع مسائلی به این کوچکی میتوانند حواس ما را از شکرگزاری برای امتیاز هایی که در زندگی از آن ها برخوردار هستیم پرت کنند.

دوست دارم قبل از اینکه به صحبت های متفاوت در رابطه با رشد فردی بپردازیم، اول در رابطه با اهمیت شکرگزاری در زندگی خود صحبت کنیم. ما آدم ها روزانه درگیر مسائل مختلفی در زندگیمان هستیم و بعضی مواقع با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنیم. این روزمرگی ها ممکن است تا حدی حواس ما را پرت کنند که باعث شوند ما داشته های خود را فراموش کنیم. از همین رو بسیار مهم است که بدانیم، هر اتفاقی در زندگی ما بیفتد، و هرچقدر هم درگیر مسائل و مشکلات مختلف در زندگی خود باشیم، ما باز هم آدم خوشبختی هستیم و همیشه امتیاز هایی در زندگی ما وجود دارند که ما بخاطر داشتن آن ها باید خوشحال و شکرگزارِ خداوند باشیم.


بگذارید من کمکتان کنم تا این امتیازات را بخاطر بیاورید. آیا هنگامی که تشنتان شد، توانایی این را دارید که شیر آب را باز کنید و آب پاکیزه نوشیدنی بنوشید؟ آیا هنگامی که گرسنه هستید، امکان این را دارید که در یخچال را باز کنید و چیزی بخورید؟ آیا شب ها در خانه خودتان و در جای امن میخوابید؟ آیا کسی در زندگی شما هست (مانند خانواده، همسر و دوستان) که عاشقانه شما را دوست داشته باشد؟ آیا به برق، گاز و اینترنت دسترسی دارید؟ آیا فرصت تحصیل در دانشگاه را دارید؟

همه ی این ها چیزهای کوچکی است که ما به آن ها فکر نمیکنیم چون گمان میکنیم این ها عادی است و همه از این امتیاز ها برخوردار هستند. در صورتی که انسان های زیادی هستند که از همین امکانات ساده محروم هستند...



 اکنون بیایید نگاهی کنیم به اهمیت شکرگزاری های روزانه، و سه تا از تأثیرات مثبتی که روی زندگی فردی ما خواهد گذاشت.

  • آروین اردکانی
  • شنبه ۲۶ اسفند ۹۶
ممکن است در این بلاگ جوابِ پپیچیده ترین سوال هایتان را بگیرید و مطالبی را بیاموزید که بتوانید با استفاده از آن ها بزرگترین مشکلات زندگی خود را حل کنید.
یا ممکن است در مقابل، با تمام مطالبی که در رابطه با آن ها صحبت میشود مخالفت داشته باشید.
در هر دو مورد این را بدانید که تنها نجات دهنده‌ی زندگی شما خودتان هستید.
نه من (نویسنده)، و نه هیچکس دیگر نمیتواند برای زندگی شما تصمیم بگیرد. شما خودتان تنها کسی هستید که کلید تمامِ در ها را دارید.
من امیدوارم که با استفاده از این بلاگ بتوانید آن کلید را پیدا کنید...
به بلاگ منِ نجات دهنده خوش آمدید :)
راه های ارتباطی
مطالب را در ایمیل خود دریافت کنید!
* اجباری